| حقوق زن |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
چگونه می یابی ایمان زن را آنگاه که در بیابان طف به تبعیت از امام خویش رحل اقامت می افکند ...
چگونه می یابی استواری او را آنگاه که عزیز بر عزیز کشته بر کشته پاره پاره می بیند ...
چگونه می یابی زنی دردمند را که کودک شیر خوار تشنه اش را سیراب از خون خویش میبیند و در عاطفه مند ترین لحظات زندگیش میان ایمان و عاطفه مادری را جمع میبندد ...
چگونه می یابی اطمینان و وقار زنان و کودکانی را که آزرده و خسته و بی کس و یاور ، چشم بر چشم عزیزانی دوخته اند که بر سر نیزه هایند و ...
چگونه می یابی اوج ایمان وعمق درک از اوضاع زمانه را در پیشگاه گروهی که رسالت اسارت را به امانت بر پشت شتران بی جهاز پاس می دارند ...
چگونه می یابی عزتی را که در میانه زنجیر، طغیان و گردنکشی و ستم اهل فسق را در هم شکست ...
چگونه می یابی سخنان زینب (س) را در کوفه و شام که صدای دف و هلهله شادی را به اشک های بی پایان بر شهدای کربلا بدل نمود ...
چگونه می یابی ظلم را و شمشیر های سیراب از خون پاکترین انسانها را که در مصاف اسرای کربلا خسته و شکسته و ناامید به سوی فاسقان فریبکار بازگشته ونقابهای سالها فریب و تزویر را پاره پاره نمود ...
چگونه می یابی صبر را که در طواف زینب (س) به زانو نشسته است ونزدیک است طاقت از کف بنهد...
باید نگاه زینب (س) را داشته باشی تا از پس واقعه ای پر بلا جز زیبایی نبینی ، آنگاه که فرمود :
ما رایت الا جمیلا
آنان رسولان عشق، امانتداران پاکترین خونها ، شاهدان
عاشقانه ترین صحنه هستی ، پیام آوران حریت و
برکنندگان شجره خبیثه اند
| لینک |

وبلاگ حقوق زن این بار به پاسخ یکی از دغدغه های زنان مومنه پرداخته
این بانوی عفیفه سعی دارد در جامعه حضور یابد و با نامحرم ها هم در ارتباط باشد اما
خیلی مواظب است که مبادا خود یا دیگران را به گناه اندازد
| لینک |
ضمن عرض تسليت به مناسبت سالروز شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها
به اين بهانه لطفاً بيان فرماييد ، چرا مردان به مقام نبوت رسيدند ; اما زنان پاك و شايسته اى مانند خانم حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها و حضرت مريم سلام الله عليها به اين مقام نرسيدند ؟
پاسخ : آن چه مسلم است اين است كه زن و مرد از لحاظ خصوصيات جسمى و روانى تفاوت دارند و اين تفاوت ها موجب شده است تا هر يك از زن و مرد ، براى مأموريت هاى خاصى در زندگى و جامعه صلاحيت داشته باشند . پيامبر ، بايد رهبرى جامعه را به دست گيرد . ممكن است نياز باشد كه در جنگ ها شركت كند و رو در رو با دشمنان بجنگد و همچون پيامبراسلام(صلى الله عليه وآله) در نبرد احد[ دهها زخم كارى را به جان بخرد ; در مذاكرات سياسى بسيار مهم ، با سياست بازان حرفه اى دست و پنجه نرم كند و گول آن ها را نخورد و.. . در حالى كه طبيعت زن با امور مزبور سازگار نيست .
حضرت اميرالمؤمنين على(عليه السلام)در وصيتش به امام حسن(عليه السلام)مى فرمايند : «زن را به كارى كه بيرون از حد و شأن اوست مگمار كه زن ، ريحانه و گل است و قهرمان نيست » .
شکی نيست که مقام نبوت از امور مشكل است ; بلكه از مشكل ترين امور است و نياز به قدرت و سعه جسمى و علمى و وسعت ادراك و بصيرت عميق و هوش سرشار و صبر جميل و اراده قوى و كافى و تأثيرگذار بدون تأثر و انفعال منفى دارد . نبوت ، مسئوليت است و امتياز نيست و آن چه امتياز و مقام است ، «ولايت » و مقام «قرب الهى » است كه در اين جهت ، بين مرد و زن فرقى نيست . براى رسيدن به مقام «خليفة اللهى » و انسان كامل شدن ، بين مردان و زنان فرقى نيست ; خداوند ، راه را براى هر دو صنف باز كرده است و هيچ كمالى را به مذكر يا مؤنث بودن مشروط نكرده است و اين دو خصوصيت فقط به كارهاى اجرايى مربوط است . راه هاى ترقى و تعالى انسان متفاوت است ; يكى راه فكر و ديگرى راه دل ، عاطفه ، شور ، علاقه و محبت است ; اگر زنان در راه دل و مناجات موفق تر از مردها نباشند ، يقينا همتاى مردها هستند و اين راه ، راه اساسى است ; امّا راه فكر راه فرعى است . در فرهنگ وحى ، با فرشتگان تكلم نمودن و بشارت آن ها را دريافت كردن ، سخن خويش را با آن ها در ميان گذاشتن و سخن آنان را شنيدن و به مقام عصمت رسيدن و در زمره اصفيا قرار گرفتن ، همه مواردى است كه زن نيز همانند مرد در همه اين صحنه ها سهيم بوده ، يعنى زنان نيز مانند انبيا و اولياى خاص (عليهم السلام) ، جزو اصفياى الهى است .
در مورد حضرت زهرا س وقتی پيامبر می خواهد از دنيا برود به اميرالمومنين سفارش می کند که يا علی دستور فاطمه را نافذ بدان و به آن عمل کن.اين حاکی از همين امر است که او هم مقام ولايت را دارا بوده است.
| لینک |

گرايش به اسلام به خاطر حجاب
آيا مي دانيد زناني كه حجاب ندارند يا بد حجاب هستند در بيشتر موارد گرفتار تعرض مردان مي شوند ؟ آيا مي دانيد قرآن چقدر سفارش كرده كه زنان موقع راه رفتن به گونه اي راه نروند كه صداي راه رفتن آن ها را نامحرمان بشنوند
قرآن از زن ها خواسته وقتي با نامحرمان سخن مي گويند به گونه اي سخن نگويند كه بيمار دلان به طمع بيفتند با ناز و عشوه سخن نگويند
آيا مي دانيد قرآن خواسته زن ها اگر امنيت مي خواهند بايد خود را بپوشانند اگر چه به اين لفظ به صراحت اشاره نكرده اما "ليطمع الذي في قلبه مرض" نسبت به همين خطر هشدار داده است نگوييد اگر اينطور بود پس چرا مرتب خبرهايي درباره تعرض جنسي از كشورهاي غربي پخش نمي شود ؟ زيرا فرهنگ غرب با اين مسايل مشكلي ندارد عادي است بنا براين موردي ندارد كه به نقل اين گونه خبرها بپردازد فرهنگ برهنگي جزو زندگي شان است باور نداريد اين مصاحبه را كه از سايت بازتاب گرفتم بخوانيد
علل گرايش كم سابقه به اسلام در آمريكاي لاتين
در پايان يادآور مي شوم درباره مناظره درباره حقوق زن نقدي را كه در وبلاگ از قرآن بپرس آمده حتما بخوانيد تكميل كننده بحث است
| لینک |
توی وبلاگ از قرآن بپرس مناظره ای را آوردم چون خيلی طولانی بود بقيه رو اينجا می آورم اميدوارم خسته نشويد
. آن چه نقل کردم در تحقیقاتی بدست آورده ام که در محدوده رشته تخصصی خودم می باشد بنابراین منبع مطالب مراکز اسلامی نیست کتاب های علمی و تحقیقی است.
8. در مورد ارث زن سخن بر سر ارث بردن خود زن از دیگران بود که گفتم احکام متفاوتی دارد که کلیات را قرآن و ریز مسایل و جزییات در روایات مفسر قرآن آمده است. که تشخیص آن بر عهده فقها است نه هر کس که فقط ترجمه قرآن را بداند.
فقه هم مانند بسیاری از علوم نیاز به کارشناسی دارد و سال ها تحصیل و تدریس و مطالعه نیاز دارد اگر قرار بود هرکس از قرآن همه چیز را می فهمید دیگرنیازی به آمدن پیامبران و امامان نبود ( لتبین للناس ما نزل ...) قرآن مبین می خواهد.
بنابراین روی سخن بر زنان است اما شما بحث را به ارث به طور کلی منتقل کردید در برخی مو ارد ارث زن نصف ارث مرد است .
9. قوانین اسلام نه تنها از ارزش اجتماعی زن نمی کاهد بلکه این قرآن بود که با نزولش به زن مقام و منزلت اجتماعی بخشید زنی که در جوامع آن زمان به دیده کالا نگریسته می شد زنی که عرب جاهل او را زنده به گور می کرد زنی که در جوامع از حقوق اولیه خود محروم بود با نزول قرآن منزلت خود را کسب کرد.بنابراین هر دو در فرهنگ قرآن از حقوق مساوی برخوردارند و اگر یکی مسئولیتی بیشتر گردنش می افتد برای رعایت عدالت حقوق بیشتری به او می دهد.( لرجال نصيب ممّا اكتسبوا و للنساء نصيبممّا اكتسبن )
10. بخشى از حقوق زنان در اسلام عبارتند از
1. حقوق اجتماعى : از جمله حقوق اجتماعى ، حقوق خانواده است ; مثل : حق انتخاب همسر، مسكن ، مهر، نفقه ، حضانت اطفال تا سنين معين ، حق دريافت اجرت براى كارهاى خانه و. . . .
2. حق مالكيت به نحو استقلالى در كنار مردان ; ((للرجال نصيب مما ترك الوـلدان و الاءقربون و للنساء نصيب مما ترك الوـلدان و الاءقربون ممّا قلّ منه أو كثر نصيباً مفروضاً مگر در مورد نذر در مسايل فقهى كه احكام خاص خود را دارد.
3. از نظر قرآن ، حضور زن در اجتماع و بيرون از خانه در صورتى كه موجب اخلال در روابط خانوادگى و عفاف او نشده وشوهرش او را منع نكند، جايز است ; چنان كه دختران شعيب چنين بودند.
4. در اسلام ، با توجه به لطافت روحى و جسمى زن كه مقتضاى آفرينش حكيمانه اوست ، از برخى كارهاى سخت و دشوارهمچون شركت در جهاد و قضاوت و. . . ـ مگر در موارد خاص ـ معاف شده است ; البته زن در برابر حقوقى كه دارد، وظايفى نيز داردكه بايد به آنها عمل كند كه در قرآن به بسيارى از آنها اشاره شده است.
11.دوست عزیز براى روشن شدن قضيه ارث زن، و اين كه اسلام اجحافى نكرده، بايد نكاتى را مد نظر داشت: نظام حقوقى هر ملتى، براساس تفكر، عقيده و فرهنگ همان ملت، شكل مى گيرد و براى اصلاح و دست كارى در روساخت ها و ظواهر، بايد به مبانى و زيرساخت ها، توجه داشت و نظام حقوقى مبتنى بر مجموعه نظام فكرى و عقيدتى و فرهنگى، بنا كرد.
اسلام، تأكيد دارد بر حيات تعقلى در اجتماع و دورى از زندگى احساسى و دور از منطق، لذا اساس و زيربناى احكام اسلام، بر همين نكته نهاده شده است كه واقعيت هاى موجود را در نظر مى گيرد نه خواست و ميل هاى زودگذر و احساسات را و لذا احكام اسلام، بر خلاف احكام جوامع عرفى، از ثبات و دوام برخوردار است. بنابراين، اين كه اسلام، سهم ارث مرد را دو برابر زن قرار داده است، به خاطر برترى مرد، در اداره عقلانى جامعه، بر زن است، كه دو سوم ثروت دنيا را در اختيار تعقل و يك ثلث آن را، در اختيار احساس قرار داده است، كه جامعه به صلاح برسد.علاوه بر آن، انفاق لازم و واجب بر عهده مرد است. كه حاصل اين نكات، امر جالبى است كه ملكيت ثروت در دست مردان و در دست زنان است امّا مصرف و استفاده از آن زنان و از آن مردان است، چون نفقه زن، بر مرد واجب است، تدبير ثروت به دست مرد است و استفاده از زن و اين بيان كننده آن است كه اجحاف در حق زنان، نشده است و فقط مديريت سرمايه، در دست مردان است. لذا، با ملاحظه مجموعه اين مطالب، چنين استفاده مى شود كه: اوّلاً به خاطر مديريت عقلانى سرمايه، تدبير بيشتر اموال، به دست مردان، افتاده كه غالباً از زنان در تعقل، قوى تراند. گرچه، استفاده زنان چنان كه توضيح داده شد از سرمايه، بيشتر است. ثانياً: حق ناظر به تكاليفى است كه بر عهده انسان، قرار مى گيرد و از آن جا كه، مرد تكليف مالى نسبت به خانواده و زن، دارد. لذا از حقوق بيشترى، بهره مند است و اين، عين عدالت است نه اجحاف!
12. فرقی نمی کند در شهر زندگی کنید یا روستا تهران یا کالیفرنیا بالاخره برنامه سعادتی که برای برقراری مدینه فاضله که همه لاف آن را می زنند اما عملا موفق نبوده اند و نمی گذارند برنامه اسلام هم پیاده شود این است که عرض شد.
چند همسری
در آيه 3 اين سوره، به مردان حق داده ميشود که دو يا سه يا چهار زن اختيار کنند، البته مشروط بر آن که بتوانند عدالت را در ميان آنان برقرار کنند ..... به اين ترتيب، مردان صاحب توان مالي، ميتوانند از ديد قرآن تا چهار زن بگيرند، اما به مرداني که ميترسند در صورت اختيار زنان متعدد قادر به رعايت عدالت (اقتصادي) در ميان آنان نشوند توصيه ميشود که به يک زن اکتفا کنند و حتي اگر توان اين را نيز ندارند ، به کنيز خود بسازند و او را به زني بگيرند:
اولا توان مالی که شما بیان کردید کجای قرآن آمده توانایی اعم از مادی و معنوی است ممکن است مردی از نظر اقتصادی توان اداره چند زن را داشته باشد اما از نظر معنوی نتواند عدالت را در حق آن ها اجرا کند او اجازه ندارد زن دیگری اختیار کند ممکن است در ضمانت اجرایی فرد بدون در نظر گرفتن شروط به چنین کاری اقدام کند قطعا از نظر فرهنگ قرآنی او اشتباه و گناه مرتکب شده ولی گناه او نقصی در قانون قرآن ایجاد نمی کند .
ثانیا مهر بخشيده گواراي وجود!
در مورد مهریه هم از نظر حقوقی چون زن موجود ضعیفی است و ممکن است خودش نتواند مهریه را استقصا کند از این رو قانون اسلامی این مشکل را حل کرده در صورتی که زن ازبخشیده شدن مهر خود پشیمان شود می تواند شکایت کند و دادگاه اسلامی مهرالمثل را برای او مطالبه می کند و این طور نیست که از مهر بطور کلی محروم شود.
گذشت از این که اگر مردی مدعی شود که زنم مهریه را حلال کرده باید سند و مدرک در دادگاه ارایه کند کشکی که نیست و اگر سند معتبری ارایه نکند مهر سر جای خود باقی است.
ضمنا من موارد بسیاری را سراغ دارم که عاقدان به عروس و داماد تفهیم کرده اند که عند المطالبه داماد موظف به پرداخت مهریه است. منتهی در آن حال و هوا معمولا افراد به فکرشان خطور نمی کند.عملکرد افراد غیر از قانون است عملکرد افراد نقصی در قانون ایجاد نمی کند اگر به نحو احسن اجرا شود...
| لینک |


